کمک کنیم زنجیره‌ای از مشاوران حرفه‌ای ملک بسازیم...

۵ سوالی که باید از شریک سرمایه‌گذاری خود بپرسید

هم سرمایه‌گذاران باتجربه و هم آن‌هایی که در این حوزه جدید محسوب می‌شوند، دیر یا زود در موقعیتی قرار می‌گیرند که یا به دنبال یک شریک خواهند بود یا دیگران برای پیشنهاد شراکت به سراغ آن‌ها می‌آیند. فرقی نمی‌کند که این شراکت برای یک معامله خاص، چندین معامله یا کل یک کسب و کار باشد، در هر صورت هر شراکتی منجر به دسترسی به مزایای متعددی می‌شود. البته ریسک و معایب احتمالی آن‌ها را هم نباید فراموش کنید.

شراکت‌های متعددی وجود دارند که باعث رشد و شکوفایی هر دو نفر شده و به موفقیت‌هایی رسیده اند که هیچ‌کدام از آن‌ها به صورت فردی نمی‌توانست به دست بیاورد. برخی از آن‌ها حتی به کسب و کارهای موفق بلندمدتی تبدیل شده‌اند که چندین دهه نیز فعال بوده و باعث ثروتمندتر شدن هر دو شریک شده است. با این حال، شراکت‌های ناموفق زیادی هم اتفاق افتاده اند که دوستی‌های متعددی را از بین برده و منجر به بحث های حقوقی و دادگاهی شده اند. پس چطور می‌توان فهمید که چه شراکتی باعث ثروت و موفقیت بیشتر می‌شود و چه نوع شراکتی ممکن است ضررهای مالی و احساسی غیرقابل‌جبرانی به بار بیاورد؟

قبل از انجام هر شراکتی، باید ۵ سوال اصلی را از خود بپرسید که با پاسخ به آن‌ها ‌متوجه میشوید که باید این نوع شراکت را انجام دهید یا از آن اجتناب کنید.

۱- آیا تاریخچه خاصی با هم دارید؟

البته که تمام شرکا دوستان صمیمی و نزدیک نبوده‌اند، اما فراموش نکنید که شراکت به معنای صرف زمان زیاد با شریکتان است. پیدا کردن فردی که فرصت آشنایی و دوستی با او را داشته باشید، کار چندان راحتی نیست. حتی بهترین دوستانتان نیز ممکن است مواقعی غیرقابل‌تحمل شوند.
اولین اصل موردنیاز برای این که با کسی وقت زیادی بگذرانید این است که هر دو نفر، برای دیگری احترام زیادی قائل شوند. محدودیت‌های یکدیگر را بشناسند و وقتی که شریکشان حال خوبی ندارد، بتوانند منبع ناراحتی او را تشخیص دهند و برای برطرف شدن حال بدش، تلاش کنند؛ چنین روابطی چندان رایج نیستند و نمی‌توان آن‌ها را با زور ایجاد کرد.
باز هم باید به این نکته توجه کرد که لازم نیست همه شرکا با هم دوستان صمیمی و قدیمی باشند. با این وجود، اگر تاریخچه‌ای از روابط شما با شریک احتمالی وجود دارد، بهتر است به آن برای تشخیص نوع رابطه خود رجوع کنید. آیا شریک احتمالی شما کسی است که هنگام گرفتن تصمیم‌های مهم و حیاتی، بتوانید روی آن حساب کنید؟ آیا زمانی که تنش‌ها بالا می‌رود، شریک احتمالی شما می‌تواند آن‌ها را تحمل کند و به دنبال آرام کردن شرایط باشد؟ اگر فردی را در بدترین حالات و شرایطشان ندیده‌اید، ممکن است در آینده و هنگام تجربه شرایط بد کاری، از شراکت با او پشیمان شوید.

۲- آیا دید مشترکی نسبت به آینده دارید؟

فرض کنید که درآمد حاصل از شراکت شما، سالانه یک میلیارد تومان است. با این پول چه می‌کنید؟ هر کدام از شرکا باید ۵۰۰ میلیون تومان دریافت کنند؟ یا این مبلغ سنگین را به عنوان یک سرمایه‌گذاری بلندمدت در نظر می‌گیرید؟ شاید هم می‌خواهید آن را صرف کسب و کار کنید تا سال آینده بتوانید به جای یک، پنج میلیارد تومان درآمد داشته باشید؟

اگرچه تصمیم گرفتن درباره نحوه خرج کردن چنین مبلغ قابل‌توجهی می‌تواند یکی از مشکلات خوب هر شراکتی باشد، اما اگر شما و شریکتان نسبت به آینده، دید و نقطه مشترکی نداشته باشید، آن را در واقع به یکی از بزرگ‌ترین و بدترین مشکلات خود تبدیل کرده‌اید.

شراکت‌های بسیاری وجود داشته اند که پس از رسیدن به موفقیت کوتاه‌مدت، به خاطر دعوا بر سر تصمیم برای آینده از بین رفته اند. یک شریک می‌خواهد که کسب و کار با مقیاس بزرگ‌تری گسترش پیدا کند، اما دیگری می‌خواهد از درآمد و سود به دست آمده فعلی لذت ببرد و کم‌تر کار کند. بعضی مواقع نیز ممکن است موفقیت بلندمدت به مشکل تبدیل شود. یک شریک می‌خواهد شرکت موفقی بسازد که حتی فرزندانش هم بتوانند در آینده از آن استفاده کنند، اما شریک دیگر می‌خواهد که کارخانه یا شرکت را در وضع فعلی خود بفروشد و سود کند. کسب و کار در حال ورشکستگی نیز می‌تواند منبع یکی دیگر از مشکلات شرکا باشد. اگر می‌خواهید شراکت موفقی داشته باشید، شما و شریکتان باید از دید مشترکی نسبت به آینده و برنامه‌های آتی کسب و کار بهره ببرید. این چشم انداز نه فقط برای سال اول یا اولین پروژه، بلکه برای پروژه‌ها و سال‌های آتی کسب و کار نیز باید مشترک باشد. شراکتی که صاحبان آن دید مشترکی نداشته باشند، دیر یا زود با شکست مواجه خواهد شد. برای این که از نوع نگاه شریک آتی خود مطمئن شوید، می‌توانید سوالاتی از او بپرسید: تا چه زمانی انتظار دارید این همکاری ادامه داشته باشد؟ هدف نهایی شما برای این شراکت چیست؟ چه میزان سرمایه می‌خواهید برای این همکاری هزینه کنید و چه میزان از آن را صرف کار خواهید کرد؟ انتظار دارید که هر کدامتان، چند ساعت در هفته کار کنید؟ در صورتی که برنامه اصلی تان با مشکل مواجه شد، چه کار باید بکنید؟

۳- چه کسی مسئول است؟

شرکایی وجود دارند که دوست دارند محیط کار خود را به شکل کاملاً دموکراتیکی مدیریت کنند. تمام جزئیات به بحث گذاشته می‌شود و تمام تصمیم‌ها با رای‌گیری گرفته می‌شود. اگرچه چنین رویکردی که هر کدام از شرکا رای مساوی برای تصمیم‌گیری داشته باشند می‌تواند از لحاظ شراکت نقطه مثبتی باشد، اما از لحاظ تجاری شاید روند چندان ایده‌آلی محسوب نشود.

در هر کسب و کاری، یک نفر باید به عنوان مدیر و رهبر آن شناخته شود. دو کاپیتان را تصور کنید که هر کدام سعی می‌کنند کنترل کشتی را بر عهده بگیرند. حتی با وجود داشتن دید و اهداف مشترک، کاپیتان‌های متعدد ممکن است باعث غرق شدن کشتی شوند. در بهترین حالت، زمان بسیار زیادی طول می‌کشد تا شرکا به دید و هدف مشترک دست پیدا کنند و البته بدترین حالت آن نیز، همان غرق شدن کشتی و شکست خوردن است.

اگر نمی‌توانید در ابتدای کار تصمیم بگیرید که چه کسی مسئولیت راندن کشتی را بر عهده گیرد، هنوز آماده این شراکت نیستید. شاید فکر کنید که مشکل اصلی این باشد که هر دو نفر می‌خواهند مدیریت را بر عهده بگیرند، اما موارد زیادی نیز وجود داشته که هیچ‌کدام از نمی‌خواهید چنین مسئولیت بزرگی را عهده‌دار شوید.

۴- آیا حاضرید برای او کار کنید؟ آیا او را استخدام می‌کنید؟

معمولاً این تفکر وجود دارد که شرکای ما، نقشی برابر با خودمان در کسب و کار دارند و البته این تفکر در برخی موارد مثل سهم و مزایای هر فرد درست است، اما همان‌طور که در مورد بالا گفته شد، یکی از شرکا باید آماده قبول مسئولیت باشد و حتی در این حالت، شریک دیگر باید مسئولیت بخش دیگری از کسب و کار را بر عهده گیرد و برای مسائل مهم تصمیم گیری کند یعنی شما بعضی مواقع باید از شریک خود دستور بگیرید، انگار که او رییس شماست. شریک شما نیز ممکن است در مواقعی دیگر دستورات شما را اجرا کند، انگار که شما مدیر او هستید.

با توجه به این موضوع، باید از خود بپرسید که آیا شریک احتمالی شما کسی است که دوست دارید برای او کار کنید. اگر جواب «نه» است، باید بیشتر درباره این همکاری فکر کنید. به همین صورت، اگر شریک احتمالی شما کسی نیست که دوست دارید به عنوان کارمند شما شناخته شود، نمی‌توانید روی این همکاری حساب باز کنید.

۵- آیا مهارت‌های مشابهی دارید؟

شما ممکن است به دنبال شراکت با کسی باشید که بهترین دوستتان است، پیشینه مشابهی دارید و از اهداف و دید مشترکی نسبت به آینده بهره می‌برید. به نظر می‌رسد تمام موارد موردنیاز ذکرشده را دارید: دوستی بلندمدتی داشته‌اید، اهداف و دید مشترکی دارید و شاید نسبت به نحوه کار و مسئولیت‌هایتان به توافق رسیده‌اید.
با این وجود، هنوز یک مشکل بزرگ وجود دارد. شرکا بسیار شبیه به هم هستند. آن‌ها تجربه و مهارت‌های مشترکی دارند. اگرچه کار با فردی که بسیار شبیه به شماست می‌تواند مزایایی به همراه داشته باشد، اما اگر فکر می‌کنید هیچ مشکلی به وجود نخواهد آمد، سخت در اشتباهید. دو شریک با مهارت‌های یکسان، بخش زیادی از مهارت‌های دیگر را ندارند. دو شریک با تجربه کم، همچنان دو شریک بی‌تجربه محسوب می‌شود.

بهترین همکاری‌ها و شراکت‌ها بین افرادی شکل می‌گیرد که مهارت‌های آن‌ها مکمل یکدیگر باشند. استیو جابز و استیو ووزنیاک که بنیان‌گذاران شرکت اپل هستند، نمونه موفقی از این مسئله محسوب می‌شوند. یکی از آن‌ها استاد بازاریابی بود و دیگری، یک مهندس تمام‌عیار. زوج‌های کمدی هم از این قاعده مستثنی نیستند. معمولاً یکی از آن‌ها «جدی» و اخمو است و دیگری «بامزه» و خنده‌دار. ترکیب این دو مهارت است که باعث موفقیت‌آمیز بودن آن‌ها می‌شود.

شراکت‌های موفق به این دلیل موفق شده‌اند که هر کدام از شرکا، توانایی پوشاندن ضعف‌های شریک خود با مهارت‌های منحصر به فرد خود را داشته‌اند.

پاسخ دهید

 php shell indir